یادمه وقتی دبستانی بودم، مدیر مدرسه مون هر روز سر صف یک سری شعار رو تکرار می کرد که ما هم باید پاهامون رو می کوبیدیم رو زمین و اون شعارها رو داد می زدیم تا به قول مدیر، صدامون به ناوهای آمریکایی تو خلیج فارس برسه!!!
یکی از اون شعارها این بود: اسلام پیروز است/ شرق و غرب نابود است!
این کار چند تا نتیجه داشت:
اول اینکه پاهامون درد می گرفت و حنجره مون داغون می شد.
دوم اینکه همسایه های مدرسه بعد از یه مدت از این همه سر و صدا اونم اول صبح، عاصی شدن و شکایت کردن. بعدش چند روز بساط بلندگو جمع شد. ولی طولی نکشید که باز روز از نو روزی از نو.
سومین و مهم ترین نتیجه، تشویق شدن مدیرمون از طرف اداره و بیشتر شدن حقوقش بود!!!
سال ها گذشت. روزی در محفلی دانشگاهی درباره گزاره های بدون مصداق بحث می کردیم، دوستی گفت جمله "اسلام پیروز است" جز همان گزاره هاست که در جهان خارج نمی توان برایش مصداقی پیدا کرد.
بنده پس از مدتی تفکر عمیق و غور در مساله، متوجه شدم آن دوست عزیز اشتباه می کنند. چرا که اسلام و فرهنگ اسلامی در جامعه خودمان و سایر جوامع چنان نفوذ کرده که حتی در سریال های تلویزیونی، افراد خانواده جلوی محارم خود هم حجاب دارند و زن ها هم با روسری می خوابند!
اگر سر سفره، غذا به گلوی شوهر یا برادرشان بپرد، زن و خواهر قصه گوشه ای می ایستند و فردی که از شدت سرفه در حال خفه شدن است را نظاره می کنند و خدای نکرده مشت به پشتش نمی زنند.
همه جوان های داستان همیشه در فکر ازدواج هستند و زبانم لال افکار پلید و شیطانی حتی از مخیله آکبندشان رد هم نمی شود! موقع حرف زدن با دختر مورد علاقه هم چشم ها را درویش کرده و موزائیک ها را می شمارند یا محو آسفالت خیابان می شوند!
خیانت در این داستان ها همیشه در قالب شرعی و قانونی ازدواج دوم است و هرگز روابط نامشروع وجود ندارد.
زنان اصرار عجیبی به حفظ حجاب دارند، و حتی اگر زنی خدای نکرده معتاد شود و در جوی آب بیفتد، ذره ای روسری اش عقب نمی رود و ساق دستش یک سانت جابه جا نمی شود! حتی زنان خاندان پهلوی هم اصرار دارند موهای خود را زیر کلاه پنهان کنند!
در سریال های خارجی که نماینده فرهنگ کفار هستند، همه زن و مردهای قصه یا زن و شوهرند یا نامزد! و البته هیچ وقت هیچ امر خلاف عفت و غیر اسلامی اتفاق نمی افتد!
توریست های خارجی هم تا پایشان به ایران می رسد، در برابر اسلام سرفرود آورده و بلافاصله محجبه می شوند.
در عرصه ورزش هم، شاهد نمونه های دیگری هستیم. طبق روایت رسانه ملی، زنان هرگز ورزش نمی کنند و ورزش یک خصیصه مردانه تلقی می شود. البته زنان فقط در ورزش های رزمی (با حجاب اسلامی) حضور می یابند و اصلا سراغ رشته های ضاله ای مانند شنا و واترپلو و... نمی روند.
زنان بلاد کفر، از حضور در استادیوم های ورزشی امتناع می کنند و در امر حفاظت اسلام از خطرات احتمالی، اهتمامی ویژه دارند.
اصلا ما به خاطر همین پیروز بودن و ماندن اسلام، میزبانی المپیک و جام جهانی را قبول نمی کنیم و در برابر اصرار قدرت های جهانی برای پذیرش میزبانی، قدرتمندانه مقاومت کرده و زیر بار این ننگ نمی رویم.
با همه این تفاسیر، چطور می توان جمله مزبور را بدون مصداق تلقی کرد؟