صد ترانه برتر ایرانی

بحمدالله ما نه فیض بوق داریم نه ماهپاره. در نتیجه غیر از این اینترنت راهی برای شنیدن بعضی خبرها نداریم که البته اونم همه جاشو فیلها سوراخ سوراخ کردن!

می دونستم قراره شبکه من.و.تو یه نظر سنجی برای انتخاب ترانه های محبوب مردم بذاره. حالا نتیجه شو اینجا گذاشتن.

به نظرم این لیست خیلی نکته داره:

۱. درصد بالایی از این ترانه ها در دهه ۵۰ و ۶۰ ساخته شدند.

۲. داریوش از اب.ی محبوب تره! (من دومی رو می پسندم!)

۳. مشخصه که این نظر سنجی نمی تونه خیلی معتبر باشه. چون در کشور ما فقط ۱۵ درصد مردم به اینترنت دسترسی دارند و از این تعداد هم عده ای هستند که فیلتر شکن و فیض بوق ندارند.پس نظر عده زیادی، مخصوصا افراد میانسال و پیر، گرفته نشده.

۴. اهداف سیاسی در انتخاب ترانه ها و خواننده ها دیده می شه. از خواننده های داخل کشور، ترانه خیلی کمه. چهره هایی مثل ناصر عبدالهی، محسن یگانه، محسن نام.جو،رضا یزدانی و... دیده نمی شن. از موسیقی سنتی هم خبری نیست (جز مرغ سحر شجریان) خیلی عجیبه از خواننده هایی مثل افتخاری و ناظری حتی یک آهنگ هم انتخاب نشده.

۵. هنرمندهای بزرگ که کارهای سطح بالا ارائه می دن بعد از گذشت سال ها، هنوز در ذهن مردم هستند. مرحوم وار.وژان حدود ۴۰ سال پیش فوت کرده ولی ترانه هایی که تنظیم کرده یا آهنگشون رو ساخته هنوز محبوبند.

۶.آهنگ سازها بهتره سراغ خوندن نرن و همون آهنگساز باقی بمونن! این جوری موفق ترند! (شماعی ز.اده، بیژن مر.تضوی و...) البته در این میون قمیش.ی و شاد.مهر استثنا به حساب میان. هرچند ترانه های قمیشی هم خیلی طرفدار داره، ولی توی همین لیست آهنگ هایی که برای خواننده های دیگه ساخته بیشتر رای آورده.

۷. جالبه که نسل جوون فیض بوقی، هنوز ترانه های اصیل پاپ و خواننده های استخوندار رو دوست داره و خواننده هایی که از پدر و مادرشون قهر کردن رای نیاوردن.

۸.بعضی از خواننده های تک آهنگ هستند. یعنی فقط یه آهنگشون گل می کنه و به یاد مردم می مونه. مثل گل گلدون سیمین غا.نم.

۹. آهنگ اگه یه روز اثر فرامرز اصلا.نی از آهنگ های اب.ی پیشی گرفته!

۱۰.همون طور که اب.ی توی یک مصاحبه گفته بود، بزرگترین و محبوب ترین خواننده زن پاپ کسی نیست جز گو.گو.ش! در مورد ایشون هم ترانه های قدمی رای آوردن و ترانه هایی که در سال های اخیر خونده دیده نمی شن.

خواننده محبوب شما کیه؟ آیا در این نظر سنجی شرکت کردین؟

شما لیست رو ادامه بدید!

یه خاطره

 

این پست جوگیریات منو یاد یه خاطره انداخت. اولین باری که مکه رفتم مجرد بودم و با ستاد عمره دانشجویی رفته بودم. قبل از سفر خیلی درباره عرب ها و احتیاط های لازم برای دخترهای ایرانی صحبت کرده بودند.

توی یک فروشگاه بزرگ از یه بلوز دامن خوشم اومد و قیمتش رو از فروشنده ای که اونجا ایستاده بود پرسیدم. دیدم طرف اصلا عین خیالش نیست. دوباره تکرار کردم ولی باز واکنشی ندیدم.

عصبانی شدم. فکر کردم داره منو دست می اندازه. چون تقریبا همه فروشنده های اونجا فارسی بلدند و خیلی خوب صحبت می کنند.

در همون گیر و دار فروشنده دیگه ای که متوجه موضوع شده بود با اشاره به من فهموند که اون بنده خدا ناشنواست و البته لب خوانی فارسی هم بلد نبود.

خدا می داند چقدر از قضاوت زودهنگامم خجالت کشیدم...

 

شهناز!!!

 توی جمعی نشسته بودیم. شبکه ضاله ب.ی.ب.ی.س.ی مستندی درباره مرحوم ها.ی.ده پخش می کرد. جوانی که دستی در ساز دارد می گفت بیشتر آوازهای ها.یده از ردیف های آوازی تبعیت نمی کنند و خارج می خواند.

بعد بحث ادامه پیدا کرد و به احترام به پیشکسوت ها رسید. افرادی که شاید از نظر فنی خیلی عالی نباشند ولی فضل تقدم دارند و راه را برای پیشرفت و پرورش شاگردان بزرگ باز کردند.

آن جوان گفت: شهناز که استاد سه تار بود الان در اصفهان زندگی می کند و بیمار است و شجریان به دیدارش رفته و دستش را بوسیده...

یکی از پیرمردهای مجلس گفت: شه.ناز تهر.انی که ساز نمی زد!!!

خلاصه با کلی توضیح اون بنده خدا رو توجیه کردیم که: هردو شهنازند اما این کجا و آن کجا!!!

پی نوشت۱: بنده درباره صحت و سقم ملاقات شجریان با استاد شهناز اطلاعی ندارم و فقط نقل قول کردم.

اطلاعات بیشتر درباره این دونفر را اینجا و اینجا ببینید.

پی نوشت۲: دانلود آهنگ سوغاتی ها.یده از اینجا. تصویر بوسیدن دست استاد شهناز در ادامه مطلب.

 

ادامه نوشته

مادر ِ بیخود

 

حواشی فیلم من مادر هستم باعث شد فیلم فروش خوبی داشته باشد. البته و صد البته که کیفیت فیلم اصلا ربطی به فروشش نداشت و هرقدر زمان بیشتر می گذرد بیشتر به بیخود بودن فیلم ایمان می آورم. تنها نکته فیلم، همانا نمایش دادن  بی محابای مشروب بود. چیزی که بیننده ایرانی سالهاست تشنه دیدن آن است. هرچند در پایان داستان، همین مشروب خوردن، داستان را به تجاوز و قتل و بچه نامشروع می کشاند، ولی گویی این درس عبرت گرفتن،مقصود بیننده ایرانی نیست و چیزی که خودش می خواهد را از فیلم برمی دارد.

و اما بیخود و بی جهت فیلمی است خوش ساخت و برازنده نام کاهانی. بازی ها روان و داستان خوب و پیرنگ قوی و تقریبا بدون ایراد.

صحنه ای که دختر در حیاط خانه به مادرش می گوید: مادر چرا نمی ری؟ و استرس و نفرت در نگاه دختر موج می زند را خیلی دوست داشتم. شخصیت پردازی مادر و نشان دادن سو استفاده خیلی از والدین ایرانی از تقدس پدر و مادری برای اعمال فشار به بچه ها و عصیان فرزندان پرورش یافته در خانواده های مذهبی برابر ارزش های خشک و میان تهی، از نکته های قوی فیلم بود که در کمتر فیلمی تا به حال دیده ام.

راستی اگر بچه دور و برتان هست آهوی پیشونی سفید هم در این قحطی سینمای کودک، پیشنهاد نسبتا خوبی است.

 

درباره اسنوبیسم، قسمت دوم

 دوستان عزیزم ارکیده ودارچین از بحث های مطرح شده استقبال کردند و خودشون پست های جداگانه ای درباره این موضوع نوشتند. مضمون این پست ها، تفاوت های فرهنگی جامعه ایران با سایر جوامع است. هرچند پست ها کمی طولانی هستند ولی خواهش می کنم اگر وقت دارید مطالعه کنید تا بیشتر درباره موضوع بحث کنیم.

ضمنا اینجا هم نکات خیلی خوبی هست. از دوستانی که خارج از کشور زندگی می کنند، خواهش می کنم درباره این موضوع توضیح بدهند تا به یک بحث جامع برسیم و تصویر واضح تری از وضع زندگی مردم کشورمون به دست بیاریم.

پی نوشت: زندگی ساده انگلیسی

 

 

شاه بیت زندگی 10:

 

حقی که تو را زیان رساند، خوشتر

از مژدهء باطلی که خرسند شوی