این پست جوگیریات منو یاد یه خاطره انداخت. اولین باری که مکه رفتم مجرد بودم و با ستاد عمره دانشجویی رفته بودم. قبل از سفر خیلی درباره عرب ها و احتیاط های لازم برای دخترهای ایرانی صحبت کرده بودند.

توی یک فروشگاه بزرگ از یه بلوز دامن خوشم اومد و قیمتش رو از فروشنده ای که اونجا ایستاده بود پرسیدم. دیدم طرف اصلا عین خیالش نیست. دوباره تکرار کردم ولی باز واکنشی ندیدم.

عصبانی شدم. فکر کردم داره منو دست می اندازه. چون تقریبا همه فروشنده های اونجا فارسی بلدند و خیلی خوب صحبت می کنند.

در همون گیر و دار فروشنده دیگه ای که متوجه موضوع شده بود با اشاره به من فهموند که اون بنده خدا ناشنواست و البته لب خوانی فارسی هم بلد نبود.

خدا می داند چقدر از قضاوت زودهنگامم خجالت کشیدم...