نمی دونم تا حالا زیرزمین حرم امام رضا (ع) رفتید یا نه؟ یه محلی هست که اگه اشتباه نکنم بهش می گن دار الحجه. اونجا نزدیک ترین مکان به قبر امامه. یه لوستر سبز هم از سقفش آویزون کردن که بازتاب نورش تو آینه کاری ها خیلی قشنگه.

من اون زیرزمین رو خیلی دوست دارم. مردم میان سرشون رو می ذارن روی دیوار و دعا می کنن. خیلی خلوته و آدم می تونه با آرامش دعا و زیارت کنه.

نمی دونم چرا با اینکه این زیرزمین به قبر امام نزدیکتره بازم خیلی ها دوست دارن خودشونو بچسبونن به ضریح. راستش من تا حالا دستم به ضریح نرسیده. یعنی اصلا طرفش نمی رم. اون ازدحام و اون هل دادن ها خیلی منو می ترسونه و فکر می کنم یا زیردست و پای زن های چاق له می شم یا خفه. اینه که اصلا نمی رم اون طرف ها. از حرکات وحشیانه زن ها برای کنار زدن بقیه و رسیدن به ضریح اصلا خوشم نمیاد. با چه افتخاری هم می گن ما دستمون به ضریح رسید. یه لحظه فکر نمی کنن چند نفرو له و لورده کردن تا به این افتخار نایل بشن؟ یکی نیست بگه مثل بچه آدم بشینید یه گوشه زیارت نامه تونو بخونین. انگار کل زیارت خلاصه شده تو دستمالی و ماچ کردن ضریح!

گاهی فکر می کنم وهابی ها حق دارن که می گن ضریح برای خیلی از شیعه ها حالت بت پیدا کرده ...

خلاصه اینکه تو اون زیرزمین نشسته بودم و به رفت و آمد آدم ها فکر می کردم. به اینکه هر کدوم از این ها برای خودشون دنیایی دارن با علایق و سلایق جداگانه. دنیایی پر از دوست داشتن ها و کینه ها و خاطرات...دنیایی پر از مشکلات و سختی هایی که برای حلش از خدا کمک می خوان و شاید اصلا به همین نیت اومدن زیارت... 

و بازم فکر می کردم زیارت یعنی چی؟ یعنی اینکه ما می یایییم یه مکان مقدس تا از تقدس اونجا بهره مند بشیم؟

 مگه مامون و امام رضا تو یه شهر زندگی نمی کردن؟  مگه جعده (همسر امام حسن علیه السلام) در خانه امام نبود؟ مگه همین فروشنده های بازار رضا همیشه در جوار امام نیستند؟ پس چرا جنس هاشون رو گرون می فروشند؟

شاید آدم ها به خاطر حسی که تو مکان های مقدس هست می رن اونجا. یه حسی که فقط باید درکش کرد. من اولین بار اون رو توی مدینه و مکه درک کردم. می گن وقتی آدمای زیادی یه جا جمع می شن و دعا می کنن انرژی مثبت اونجا خیلی زیاد می شه. به خاطر همین آدم احساس خوبی داره. این حس تو حرم امام رضا (ع) هم هست البته کمتر از مکه. شاید هم گیرنده های من ضعیفه...

 

پی نوشت۱: الی جان امیدوارم هرچه زودتر بنویسی. هرچند از رفتنت ناراحتم ولی فکر می کنم گاهی آدم ها به آرامش نیاز دارن. ما منتظر می مونیم تا برگردی.

پی نوشت ۲: همه تون رو تو همون زیرزمین دعا کردم. ما امروز صبح رسیدیم خونه.

پی نوشت ۳: اینجا  رو ببینید.