سه زن
حالا خبر رسیده که خواهر بزرگتر سعیده فوت کرده. خواهرش متولد ۶۰ بود و سرطان بیشتر از ۱۲ روز در بیمارستان مهلتش نداد. به همین سادگی دو بچه بی مادر شدند...
آزیتا خیلی زود ازدواج کرد. فکر کنم ۱۷-۱۸ ساله بود. حالا بعد از ۵ سال زندگی مشترک جدا شده و دارد روزهای تلخ بعد از طلاق را می گذراند. شکایتش از نامردی مردهایی است که روزی به چشم برادر بهشان نگاه می کرد و حالا...از اینکه دوست متاهل شوهرش که بارها با هم نان و نمک خورده اند بهش پیشنهاد صیغه داده...و من فکر می کنم ازدواج موقت مثل چاقوست که هم می تواند بکشد هم زنده کند...
سهیلا را دیر به دیر می دیدم. از بچه های دانشگاه تهران است و با هم دوست مشترکی داریم و به واسطه او همدیگر را می دیدیم. آخرین بار که دیدمش دخترش خیلی شیرین شده بود. حالا سهیلا داغدار دخترش است. بچه از تاب افتاده...طفلکی هنوز سه سالش نشده بود...خدا به سهیلا و شوهرش صبر بدهد...