سرانجام فیلم رو دیدم. باز هم نمی توانم در مورد هدف اصلی فیلم به سادگی نظر بدهم. در طول این فیلم کوتاه، جملاتی به زبان فرانسه بیان می شود که به نظرم در القای مفهوم و علت این برهنگی بسیار موثر است و اکثریت جامعه ایرانی از درک این جملات محرومند.

به نظرم درباره فیلم، برهنگی، اعتراض و همه چیزهایی که این روزها بر سر زبان هاست به شدت اغراق شده و مساله از دید جامعه شناسی و روان شناسی به خوبی قابل بررسی است. حتی این ابعاد به خود ماجرا ارحجیت پیدا کرده....

زنان و مردان دیگری هم در فیلم دیده می شوند. آیا آن ها هم باید به جوامع خود پاسخ بدهند که چرا برهنه شده اند؟ یا این ناخودآگاه جمعی ما ایرانی هاست که فکر می کند هرکاری هر فردی انجام می دهد به همه مربوط است؟

 من روان بیمار و فضول ایرانی را به وضوح در این جریان می بینم. یه عده برای چیزی که فلسفه اش را نمی دانند خشمگین شده اند و عده دیگری برای همان هورا کشیدند. چرا که دیدن بدن آن زن برایشان هیجان انگیز بوده و آرزوهای فروخفته شان رو به نمایش گذاشته. (یاد فیلم سینما پارادیزو افتادم که یارو می گفت: بیست ساله یه بوس تو سینما ندیدیم!)

چیزی که من از این ماجرا یاد گرفتم این بود که در نهاد اکثریت ما یه دیکتاتور نهادینه شده و وقتی می بینیم کسی مطابق میل ما رفتار نکرده، به سادگی به خودمون حق می دیم محکومش کنیم. از طرفی هم انقدر زن برهنه ندیدیم که عقده ای شدیم و تا یکی یقه ش رو باز می کنه اکثریتمون هورا می کشیم!