پامو که از در مسجد بیرون گذاشتم، حس کردم عالم و آدم دارن به دمپایی های قرمزم نگاه می کنن. آخه با اون لباس های مشکی بدجوری تضاد داشت. به خواهرم گفتم:

-یه دفعه کیسه با خودمون نیاوردیم ها!