در پست پیشین دوستان نظرات ارزشمندی دادند که هر کدام در جای خودش محترم است و قابل تامل.

در این پست می خواهم قضیه را از دیدگاهی دیگر بررسی کنم.

همون طور که همه مون می دونیم قوانین کشور ما بر اساس شریعت اسلام تدوین شده. علتش هم اینه که در همه پرسی معروف سال ۵۸ُ اکثریت قاطع مردم ایران به جمهوری اسلامی رای دادند و انتخاب کردند که دولت و قانون کشورشون اسلامی باشه.

در شرع هم روزه خواری در ملا عام ممنوعه و حد داره. یعنی رعایت کردن این نکته و منع روزه خواری رو می تونیم احترام به رای اکثریت مردم و احترام به دموکراسی و قانون بدونیم.

من فکر می کنم احترام به دموکراسی خیلی خیلی تو کشور ما کمرنگه. همه می خوان یک جورهایی قانون رو دور بزنن. ضمن اینکه افراد روشنفکر و تحصیلکرده هم خودشون رو یک سر و گردن بالاتر از کل جامعه می بینن و فکر میکنند همه باید طبق نظر اونها رفتار کنند. در نتیجه باز هم قانون نادیده گرفته می شه.

اتفاقی که سال ۸۸ افتاد هم همین بود. تهرانی ها باور نمی کردند که فلانی تا این حد در شهرستان ها رای داشته باشه و محبوب باشه و فکر می کردند انتخاب خودشون باید به کل کشور تحمیل بشه.

 

من فکر میکنم اگه همین الان هم باز همه پرسی برگزار بشه اکثریت مردم نظام دینی رو به لائیک ترجیح می دن. هنوز هم اگه مثلا مدارس مختلط بشه خیلی ها بچه شون رو  (یعنی دخترشون رو!) به مدرسه نمی فرستند و اگه حجاب آزاد بشه خیلی ها اعتراض می کنند.

جامعه ما هنوز به حفظ ظواهر شریعت علاقه داره و ترجیح می دهد به عمق مسئله فکر نکنه. تحمل دیگران هم متاسفانه جایی نداره.

اما نظر شخصی من در مورد روزه خواری اینه:

با توجه به کثرت افرادی که به هر دلیلی (اعتقادی یا شرعی) روزه نمی گیرندُ باید در همه موسسات و محل های عمومی جای ویژه ای برای این افراد وجود داشته باشه که هم اونها راحت باشند هم روزه دارها.