آلزایمر
۱.وقتی می خواستم از تاکسی پیاده بشم به راننده گفتم: ببخشید کرایه این مسیر ۲هزارتومنه؟
گفت: مگه ۳۰۰ تومن بقیه پول رو ندادم؟
نگاه کردم توی کیفم دیدم پول توشه! مردم از خجالت.
۲. رفتم مغازه سبزی فروشی میگم: آقا نیم کیلو برانی بدید!!!
۳. موبایلم رو جا گذاشتم موسسه و تا یکشنبه چراغ های رابطه تاریک است! البته قبلا هم نیمه تاریک شده بود و پیامک هایی که دوستان برای محرم فرستادن رو نتونستم جواب بدم! اصلا نمی دونستم کی پیامک داده! آخه حافظه گوشیم خیلی کمه هیچی توش جا نمی شه!
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:32 توسط
|