راستش من فکر نمی کنم این تبلیغات حداقل توی شهرها خیلی اثر داشته باشه. به چند دلیل:

۱. ازدواج کمه و طلاق زیاد. هنوز خیلی از دهه پنجاهی ها و شصتی ها مجردن و به دلیل گرانی مسکن  و بیکاری نمیتونن ازدواج کنن.

۲. تورم رو نمیشه نادیده گرفت. وقتی داشتن یک پسر یعنی به فکر خونه بودن و داشتن دختر یعنی تامین جهیزیه، که حتی سبک و ارزون و کوچیکش هم خیلی گرونه، فرزند بیشتر یعنی کار کردن بیشتر. یعنی دغدغه برای درآمد بیشتر. یعنی کمتر پیش خانواده بودن. یعنی نفهمیدن بزرگ شدن بچه ها. یعنی له شدن بیشتر نان آور خانه، زیر فشار اقتصادی...یعنی محروم شدن از خیلی از لذت ها مثل سفر و...برای تامین نیاز بچه ها.

۳.کوچیک شدن خانه ها هم داستانی است. مخصوصا برای بچه های این زمانه که هرکدام یک اتاق جداگانه می خواهند.

۴. فرزند سالاری که باعث شده بچه ها توقع بیش از حد داشته باشند. کودکی ما توقع بچه ها منحصر به عروسک و لباس و دوچرخه بود. بچه های الان تبلت و... می خواهند...

۵.رواج این فرهنگ که فرزند کم نشانه باکلاسی است. از دید من اگه نشانه بافرهنگی هم نباشه حداقل نشانه آینده نگری و با برنامه و فکر پیش رفتن هست.

۶.بچه هم مثل هرچیزی هم شادی میاره هم دغدغه. فرض کنیم یک نفر مثلا سه تا ماشین داره. ممکنه رفاهش بیشتر باشه ولی به همون نسبت خرجش و دردسر تعمیر و نگهداری ش هم بیشتره. ضمن اینکه شادی یک اتفاق کاملا درونی هست و ربطی به تعداد بچه و چیزهای دیگه نداره!

و در آخر، با این تورم چهل درصد واقعا چطور روشون میشه این تبلیغات رو بذارن؟

پی نوشت: یه فامیلی داشتیم تقریبا همسن پدرم بود. ۶ تا بچه داشت. همه عمرش مشغول عروسی گرفتن و جهاز دادن و سیسمونی دادن بود. آخرشم عروسی پسر آخریش رو ندید و همین اواخر فوت کرد. بدون اینکه بتونه یه سفر عمره بره!