اخلاق و دین
من دقیقا خلاف اینشون فکر می کنم. از دید من دین و اخلاق ممکنه در جاهایی هم پوشانی داشته باشن ولی هرگز یکسانی ندارند.
من آدم هایی رو می شناسم که هیچ گونه دینداری در وحودشون نیست، ولی در عمل بسیار انسان های شریفی هستند. تا جایی که بتونن به دیگران کمک می کنند، به حریم خصوصی دیگران تجاوز نمی کنند و دیگران رو برای زندگی به شیوه های دیگه، مطرود و محکوم نمی کنند!
آدمی رو می شناسم که اهل نماز و روزه و انجام واجبات نیست. حتی توی خونه ش سگ نگه می داره. ولی چند نفر رو برده سر کار و به همه اطرافیانش محبت می کنه و هیچ کس تا به حال کوچکترین آزاری از این فرد ندیده.
در مقابل آدم های به ظاهر دینداری رو می شناسم که کاری جز تحمیل عقایدشون به دیگران و آزار دادن اطرافیان ندارند.
آدمی رو می شناسم که تعهدی که پاش رو امضا کرده بود یک طرفه لغو کرد، یعنی طرف مقابل رو در فشار گذاشت که به اجیار قبول کنه، بعد هم با شیوه " کی بو کی بود من نبودم" خودش رو کنار کشید.
چیزی که من در زندگی واقعی می بینم، کاملا برعکس همسانی اخلاق و دین هست. از دید من آدم های متعهد به اخلاق بسیار انسان های شریف تری نسبت به دیندار هستند. چون دیندارها معمولا از دین به عنوان عاملی برای امتیاز دهی به خود و خود برتر بینی و تسلط بر دیگران بهره می برند.
آدمهای اخلاق مدار، هرگز چنین ادعایی ندارن.
پی نوشت: کامنت های خانم ترنج رو می تونید اینجا ببینید.